على اصغر ظهيرى

93

قصص الحسين (ع) (فارسى)

عبور از قتلگاه « عمر بن سعد » دستور داد تا فرزندان و خواهران و بازماندگان امام حسين عليه السل و زنان و كودكان بعضى از ياران امام عليه السل را بر شترهاى بى محمل سوار كردند و در حالى كه سر و روى آنان باز بود ، آنان را همچون اسيران اجنبى به اسارت بردند . بعضى نقل كرده‌اند كه بنىاميّه بدن مطهر امام عليه السل و اصحاب آن امام همام را روى زمين گذاشتند و زنان و اسيران را از روى عمد بر آنان عبور دادند ، چون ام كلثوم برادرش حسين عليه السل را به آن وضع ديد كه با پيكرى پاره پاره و آغشته به خون و عريان افتاده است ، خود را از بالاى شتر بر زمين انداخت و بدن برادر را در آغوش گرفت . « 1 » « قرّة بن قيس » مىگويد : من به زنان نگاه مىكردم ، همين كه به كشته شدگان نگاه كردند فرياد و شيونشان برخواست ، اگر هرچه را فراموش

--> ( 1 ) - تظلم الزهراء ، ص 225 .